X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

که سهم من بشود ؛ یک نگاه سرسری ات

شبی دور از تو - اما با تو-  تا صبح

 در آن دوران شیرین ره سپردم

 تو را با خود به آنجاها که یک عمر

 غمت جان مرا می برد بردم

 هزاران بار دستت را به گرمی

 به روی سینه ی تنگم فشردم

 وفاهای تو را یک یک ستودم

 خطاهای تو را ده ده شمردم

 زحد بگذشت چون خودکامگی هات

 صفای خویش را افسوس خوردم

 به چشم خویشتن دیدی در این عشق

 تو در من زیستی من در تو مردم.

 

- فریدون مشیری

نوشته شده در شنبه 12 خرداد 1397ساعت 08:10 توسط ع.پ (رهگذر) نظرات (0)


Design By : Pichak